رفتیم که رفتیم
امان از نارفیق تو این آشغال دونی که اسمش
دنیاس یا باس گرگ باشی بخوری یا گوسفند
باشی خورده بشی یام سگ باشیو پاچه بگیری
تا اطلاع ثانوی در اینجارو گل میگیریم
ما ز بامی که پریدیم
شما ها نپرین
زت همتون زیاد
مردی از صفر مطلق
امان از نارفیق تو این آشغال دونی که اسمش
دنیاس یا باس گرگ باشی بخوری یا گوسفند
باشی خورده بشی یام سگ باشیو پاچه بگیری
تا اطلاع ثانوی در اینجارو گل میگیریم
ما ز بامی که پریدیم
شما ها نپرین
زت همتون زیاد
آموختهام: که عشق مرکب حرکت است، نه مقصد حرکت
آموختهام: که اين عشق است که زخمها را شفا ميدهد، نه زمان
آموختهام: که که مهم بودن خوب است، اما خوب بودن از آن مهمتر
آموختهام: که تنها اتفاقات کوچک زندگي است که زندگي را تماشايي ميکند
آموختهام: که پروردگار يکتا همه چيز را در يک روز نيافريد، پس چطور ميشود که همه چيز را در يک روز به دست آورد
آموختهام: که چشمپوشي از حقايق آنها را تغيير نميدهد
آموختهام: که در جستجوي محبت وخوشبختي زماني براي تلف کردن وجود ندارد
آموختهام: که اگر در ابتدا موفق نشدم، با شيوهاي جديد تر دوباره بکوشم
آموختهام: که موفقيت يک تعريف دارد؛ آن هم باور داشتن موفقيت است
آموختهام: که تنها کسي مرا شاد ميکند که ميگويد تو مرا شاد کردي
آموختهام: که گاهي مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموختهام: که هرگز نبايد به هديهيي که از طرف کودکي داده مي شود، نه گفت
آموختهام: که در آغوش داشتن کودکي به خواب رفته، يکي از آرامش بخشترين حس هاي دنيا را درون آدمي بيدار ميکند
آموختهام: که زندگي مثل طاقه پارچه است. هر چه به انتهاي آن نزديک ميشود، سريعتر ميگذرد
آموختهام: که بايد شکرگزار باشيم که هر چه از خدا ميخواهيم، به ما نميدهد
آموختهام: که وقتي نوزادي انگشت کوچک شما را در مشت کوچکش ميگيرد، در واقع شما را به اسارت زندگي ميکشد
آموختهام: که هر چه زمان کمتري داشته باشيم، کارهاي بزرگتري انجام ميدهيم
آموختهام: که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم، دعا کنم
آموختهام: که زندگي جدي است ولي ما نياز به دوستي داريم که لحظهاي با او از جدي بودن دور باشيم
آموختهام: که تنها چيزي که يک شخص ميخواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او وقلبي براي فهميدنش
آموختهام: که لبخند ارزانترين راهي است که ميتوان نگاه را وسعت بخشيد
آموختهام: که باد با چراغ خاموش کاري ندارد
آموختهام: که به چيزي که دل ندارد، نبايد دل بست
آموختهام: که خوشبختي، جستن آن است نه پيدا کردن آن
این عکسو از ددر برمیگشتم گرفتم از دوماد تعجب نکردم که چقدر لوتیه از عروس تعجب کردم که چه کششی داشته

به خیلی چیزا که به کسی هم مربوط نیست
یه چیزائی مثه فیلم اومد جلو چشام
نمیدونم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما اگه کسی به این شروورا اعتقاد داره کف دست منو ببینه بگه مگه چه چیز خاصی داره توش که هر چی بدبختیو فلاکته باس سر ما بیاد اگه کسی چیز خوبی توش پیدا کرد حتما بگه فقط یه نکته ی باحال داره اونم اینکه خط عمر من خیلی باحاله یه دور اضافی هم زده تا مچ دستم شاید واس خاطر اینه که خیلی زیاد عمر کنم که بیشتر عذاب بکشم
نه؟

خود را بشناس تا ديگران را بشناسي.
تو هماني كه ميانديشي.
هميشه به داشتههايت توجه كن نه به آنهائي كه نداري.
مشكلات مثل بادكنك هرچه بادش كني بزرگتر ميشود.
در هرشرايطي تو دوست داشتني هستي خود را دوست بدار.
بايد باغ ذهن را هر روز وجين كنيم.
اگر خودت را عوض كني زندگي عوض ميشود.
مشکل با راه حل ميآيد ولي هميشه مامشكل را ميبينيم نه راه حل را.
خوشبختي مهمان است هر زمان دعوتش كنيم به خانه ما ميآيد.
وقتي خودمان را باور نداريم چگونه انتظار داريم كه ديگران ما را باور داشته باشند.
دركوله بارت چه داري؟
چشمانت را بازكن. ديدنيها را ببين خودت را رها كن، زمان سپري ميشود.
چه آموخته اي، چه كرده اي؟
فکرت چگونه است، تورا به كجا ميبرد؟
به گذشته يا به آينده؟
گذشتهات به توچه آموخت و از آن چه كوله باري براي آينده داري؟
حال را فراموش كرده اي!! براي چه؟
بالش كوچك راحتي را زير فكر خسته ات بگذار و به داشته هايت توجه كن آنقدر به افكارت خيره شده اي كه چشمانت درد گرفته. چشمانت را ببند و به كوله بارت سري بزن. دفتر زيبائي را كه درآن هست بردار و بازكن، صفحه هائي كه درهم هستند و هركدام بارنگهاي مختلف نوشته شده اند خبر از گذشته ات ميدهند هرچه جلوتر ميروي نوشته ها واضحتر شدهاند آنها نمايانگر آموخته هايت هست.
صفحه هاي بعدي زمان حال را نشان ميدهند كه هنوز تعداد زيادي منتظر پر شدن از روزهايت هستند، پس از آن صفحات به خوبي استفاده كن و آنها را بنویس و جايش صفحه هاي آخر دفتر ميباشد كه چندتائي از آنها نوشته شده.
و آن برنامه نويسي آينده ات ميباشند كه با ايمان و اميد به آن برنامه ها از خواب بيدار ميشوي و روزت را شروع ميكني.
پس از گذشته ات بياموز، در حال زندگي كن و براي آيندهات برنامه ريزي كن.
فرض کنید شما تماشاگر تلویزیونی یکی از بازیهای جام جهانی هستید....
و فرض کنید تیم، پیراهن ملی اش را نپوشیده و یا شما پیراهن ملی تیم ها را نمی شناسید....
و فرض کنید روی صفحه تلویزیون ننوشته است که کدام تیم با کدام تیم بازی می کند....
و فرض کنید صدای تلویزیون خراب است یا بازی به زبان چین باستان گزارش می شود...
با این فرضیات شما با دیدن چند دقیقه از بازی چگونه می توانید تشخیص دهید که تیمی که بازی می کند، متعلق به کدام کشور است؟
اسم اعضای تیم چیست؟**
به اسم بازیکن که روی پیراهنش نوشته توجه می کنیم، اگر اسم عربی یا آفریقایی داشت می فهمیم تیم فرانسه مشغول بازی است.
رنگ موی بازیکنان چه رنگی است؟
به رنگ موهای بازیکنان نگاه می کنیم، اگر بیش از نیمی از بازیکنان رنگ موی شان قرمز یا زرد یا نارنجی یا سبز بود، می فهمیم کره جنوبی مشغول بازی است.
از طریق قیافه شناسی
به قیافه ها توجه می کنیم، اگر نوع قیافه بازیکنان شبیه روستائیان اطراف اردبیل یا آنکارا بود، می فهمیم تیم سوئیس مشغول بازی است.
دور می زنند، می چرخند، می خندند
به بازیکنان توجه می کنیم، اگر بازیکن جلوی دروازه خالی قرار داشت، اما توپ را توی گل نزد، بلکه برگشت و دفاع را دریبل زد و توپ را به گوشه زمین کشاند و کرنر گرفت، می فهمیم که تیم برزیل مشغول بازی است. برای اطمینان چند لحظه صبر کنید، اگر بازیکن تیم لگد محکمی خورد و به جای عصبانی شدن خندید، مطمئن شوید که تیم برزیل است، حتی اگر لباس تیم ایتالیا را پوشیده باشد.
مشغول چه ورزشی هستند؟
اگر به نظرتان آمد این تیم اولین بار است که دارد فوتبال بازی می کند و بازیکنانش کارهایی را می کنند که معمولا در واترپولو یا بسکتبال یا راگبی یا گلف دیده می شود، می فهمیم که تیم آمریکا در حال بازی است.
توپ، تانک، مسلسل، قطعا اثر دارد**
اگر همزمان با بازی صدای انفجار و توپ و تانک آمد و از وسط تماشاگران شعله آتش بلند شد و یک آمبولانس از کنار زمین رد شد و بازی همچنان ادامه داشت، می فهمیم که تماشاگران انگلیسی مشغول ابراز احساسات برای تیم ملی شان هستند، بنابراین تیم ملی انگلستان مشغول بازی است.
این گروه خشن**
اگر هر دو دقیقه یک بار بازیکنان دور داور جمع شدند و دسته جمعی مشغول اعتراض به داور و کتک زدن او شدند، می فهمیم تیم ترکیه مشغول بازی است.( این موضوع مربوط به جام های قبلی و بعدی است.)
تف و فحش و احساسات
اگر دیدیم که اعضای تیم هر چند دقیقه یک بار تف می اندازند، یکی از انگشت های شان را نشان تماشاگران و اعضای تیم مقابل می دهند، حالتی شبیه دادن فحش خواهر و مادر دارند، در هنگام اشتباه کردن موهای خودشان را می کشند و اگر گل نزنند گریه می کنند و بعد از هشتاد دقیقه اشتباه کردن شانس می آورند و بازی را می برند، می فهمیم که تیم ایتالیا مشغول بازی است.
ضربه به لنگ و پاچه**
اگر دیدیم که مربی شان برزیلی است و تکنیک شان مثل برزیلی هاست، مثل آنها دریبل می زنند و مثل آنها به توپ ضربه می زنند و مثل آنها جاگیری می کنند و مثل آنها می دوند، اما ضربه های شان به جای توپ به ساق پای بازیکنان می خورد، می فهمیم که با تیم بحرین یا عربستان یا کویت طرف هستیم.
برزیل مخفی ها**
اگر دیدیم که مثل برزیلی ها بازی می کنند و مثل برزیلی ها پیروز می شوند، اما هیچ کدام از اعضای تیم شان شناخته شده نیستند، می فهمیم تیم اسپانیا مشغول بازی است.
اگر گورباچف نبود**
اگر با دیدن بازی و رفتار و اسامی بازیکنان احساس کردیم که یاد تیم روسیه می افتیم، مطمئن باشید که مشغول تماشای بازی تیم اوکراین هستید.
مردان آهنین و مرمرین
اگر دیدیم که یک تیم با قدرت بدنی بالا، کار تیمی قوی، دونده، جنگجو، فداکار، زحمتکش، با قیافه های خشن و قد بلند، نود دقیقه محکم بازی می کنند، اما مسابقه را می بازند، مطمئن باشید که مشغول تماشای بازی لهستان هستید.
چند رساله ورزشی
اگر اسم بازیکنان ما را به یاد تاریخ فلسفه و قیافه بازیکنان ما را به یاد میکل آنژ انداخت، و اعضای تیم ده دقیقه مثل آلمان با قدرت بازی می کردند، اما ده دقیقه بعد مثل تیم مالدیو دست و پای شان توی هم می پیچد، مطمئن باشید با تیم یونان طرف هستید.
شورش با دلیل برای هیچ
اگر تیمی را دیدید که هم قدرت خوبی داشت، هم سرعت خوبی داشت و هم تکنیک بالایی داشت، فقط گل نمی زد، مطمئن باشید با تیم کروواسی طرف هستید.
شناخت تیم از طریق دستکش
اگر در تمام مدت بازی فقط دروازه بان تیم را مشغول دفاع از دروازه دیدید، مشغول دیدن تیم ترینیداد و توباگو هستید.
بابا اینا دیگه کی ان؟
یا..... از کجا می فهمید که کدام بازیکن ازکدام تیم است؟
فرض کنید شما تماشاگر تلویزیونی یکی از بازیهای جام جهانی هستید....
و فرض کنید تیم، پیراهن ملی اش را نپوشیده و یا شما پیراهن ملی تیم ها را نمی شناسید....
و فرض کنید روی صفحه تلویزیون ننوشته است که کدام تیم با کدام تیم بازی می کند....
و فرض کنید صدای تلویزیون خراب است یا بازی به زبان چین باستان گزارش می شود...
با این فرضیات شما با دیدن چند دقیقه از بازی چگونه می توانید تشخیص دهید که تیمی که بازی می کند، متعلق به کدام کشور است؟
اسم اعضای تیم چیست؟**
به اسم بازیکن که روی پیراهنش نوشته توجه می کنیم، اگر اسم عربی یا آفریقایی داشت می فهمیم تیم فرانسه مشغول بازی است.
رنگ موی بازیکنان چه رنگی است؟
به رنگ موهای بازیکنان نگاه می کنیم، اگر بیش از نیمی از بازیکنان رنگ موی شان قرمز یا زرد یا نارنجی یا سبز بود، می فهمیم کره جنوبی مشغول بازی است.
از طریق قیافه شناسی
به قیافه ها توجه می کنیم، اگر نوع قیافه بازیکنان شبیه روستائیان اطراف اردبیل یا آنکارا بود، می فهمیم تیم سوئیس مشغول بازی است.
دور می زنند، می چرخند، می خندند
به بازیکنان توجه می کنیم، اگر بازیکن جلوی دروازه خالی قرار داشت، اما توپ را توی گل نزد، بلکه برگشت و دفاع را دریبل زد و توپ را به گوشه زمین کشاند و کرنر گرفت، می فهمیم که تیم برزیل مشغول بازی است. برای اطمینان چند لحظه صبر کنید، اگر بازیکن تیم لگد محکمی خورد و به جای عصبانی شدن خندید، مطمئن شوید که تیم برزیل است، حتی اگر لباس تیم ایتالیا را پوشیده باشد.
مشغول چه ورزشی هستند؟
اگر به نظرتان آمد این تیم اولین بار است که دارد فوتبال بازی می کند و بازیکنانش کارهایی را می کنند که معمولا در واترپولو یا بسکتبال یا راگبی یا گلف دیده می شود، می فهمیم که تیم آمریکا در حال بازی است.
توپ، تانک، مسلسل، قطعا اثر دارد**
اگر همزمان با بازی صدای انفجار و توپ و تانک آمد و از وسط تماشاگران شعله آتش بلند شد و یک آمبولانس از کنار زمین رد شد و بازی همچنان ادامه داشت، می فهمیم که تماشاگران انگلیسی مشغول ابراز احساسات برای تیم ملی شان هستند، بنابراین تیم ملی انگلستان مشغول بازی است.
این گروه خشن**
اگر هر دو دقیقه یک بار بازیکنان دور داور جمع شدند و دسته جمعی مشغول اعتراض به داور و کتک زدن او شدند، می فهمیم تیم ترکیه مشغول بازی است.( این موضوع مربوط به جام های قبلی و بعدی است.)
تف و فحش و احساسات
اگر دیدیم که اعضای تیم هر چند دقیقه یک بار تف می اندازند، یکی از انگشت های شان را نشان تماشاگران و اعضای تیم مقابل می دهند، حالتی شبیه دادن فحش خواهر و مادر دارند، در هنگام اشتباه کردن موهای خودشان را می کشند و اگر گل نزنند گریه می کنند و بعد از هشتاد دقیقه اشتباه کردن شانس می آورند و بازی را می برند، می فهمیم که تیم ایتالیا مشغول بازی است.
ضربه به لنگ و پاچه**
اگر دیدیم که مربی شان برزیلی است و تکنیک شان مثل برزیلی هاست، مثل آنها دریبل می زنند و مثل آنها به توپ ضربه می زنند و مثل آنها جاگیری می کنند و مثل آنها می دوند، اما ضربه های شان به جای توپ به ساق پای بازیکنان می خورد، می فهمیم که با تیم بحرین یا عربستان یا کویت طرف هستیم.
برزیل مخفی ها**
اگر دیدیم که مثل برزیلی ها بازی می کنند و مثل برزیلی ها پیروز می شوند، اما هیچ کدام از اعضای تیم شان شناخته شده نیستند، می فهمیم تیم اسپانیا مشغول بازی است.
اگر گورباچف نبود**
اگر با دیدن بازی و رفتار و اسامی بازیکنان احساس کردیم که یاد تیم روسیه می افتیم، مطمئن باشید که مشغول تماشای بازی تیم اوکراین هستید.
مردان آهنین و مرمرین
اگر دیدیم که یک تیم با قدرت بدنی بالا، کار تیمی قوی، دونده، جنگجو، فداکار، زحمتکش، با قیافه های خشن و قد بلند، نود دقیقه محکم بازی می کنند، اما مسابقه را می بازند، مطمئن باشید که مشغول تماشای بازی لهستان هستید.
چند رساله ورزشی
اگر اسم بازیکنان ما را به یاد تاریخ فلسفه و قیافه بازیکنان ما را به یاد میکل آنژ انداخت، و اعضای تیم ده دقیقه مثل آلمان با قدرت بازی می کردند، اما ده دقیقه بعد مثل تیم مالدیو دست و پای شان توی هم می پیچد، مطمئن باشید با تیم یونان طرف هستید.
شورش با دلیل برای هیچ
اگر تیمی را دیدید که هم قدرت خوبی داشت، هم سرعت خوبی داشت و هم تکنیک بالایی داشت، فقط گل نمی زد، مطمئن باشید با تیم کروواسی طرف هستید.
شناخت تیم از طریق دستکش
اگر در تمام مدت بازی فقط دروازه بان تیم را مشغول دفاع از دروازه دیدید، مشغول دیدن تیم ترینیداد و توباگو هستید.
بابا اینا دیگه کی ان؟
اگر با دیدن قیافه هر یازده بازیکن احساس گل خوردن به شما دست داد، مطمئن باشید که دارید بازی تیم پرتقال را تماشا می کنید.
دودورو دود، دام دام
اگر دیدید که بازیکن تیم به جای اینکه روی نیمکت ذخیره نشسته باشد و استراحت کند، وسط دروازه نشسته است و بازیکن دیگر به جای اینکه جلوی دروازه حریف بدود، مثل دروازه بان تیم مشغول تماشای بازی دیگران است، می فهمیم که با تیم ملی ایران طرف هستیم.
اگر با دیدن قیافه هر یازده بازیکن احساس گل خوردن به شما دست داد، مطمئن باشید که دارید بازی تیم پرتقال را تماشا می کنید.
دودورو دود، دام دام
اگر دیدید که بازیکن تیم به جای اینکه روی نیمکت ذخیره نشسته باشد و استراحت کند، وسط دروازه نشسته است و بازیکن دیگر به جای اینکه جلوی دروازه حریف بدود، مثل دروازه بان تیم مشغول تماشای بازی دیگران است، می فهمیم که با تیم ملی ایران طرف هستیم.
آيا قصه ي آن دختر نابينا را شنيده اي ؟ که از خودش تنفر داشت، که ا
ز تمام دنيا تنفر داشت و فقط عاشق يک نفر بود. معشوقش. و با او
چنين گفته بود: « اگر روزي قادر به ديدن باشم حتي اگر فقط براي يک لحظه
بتوانم دنيا را ببينم عروس حجله گاه تو خواهم شد » و چنين شد، آمد آن
روزي که يک نفر پيدا شد که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر
نابينا بدهد. و دختر آسمان را ديد و زمين را، رودخانه ها و درختها را، آ
دميان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست. معشوق به
ديدنش آمد و ياد آور وعده ديرينش شد : « بيا و با من عروسي کن،
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام » دختر برخود لرزيد و به زمزمه
با خود گفت : « اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
معشوقش هم نا بينا بود و دختر قاطعانه جواب داد: قادر به همسري با او
نيست معشوق رو به ديگر سو کرد که دختر اشکهايش را نبيند و در
حالي که از او دور مي شد هق هق کنان گفت: « پس به من قول بده که
مواظب چشمانم باشي »
تعریف کن .........

دو تا عکس گرفتم خیلی باحاله اولی رو از یه شیرینی فروشی گرفتم که نشون میده ما ایرانیا واقعا نون به نرخ روز خوریم
دومی هم تولد نی نی گیایه یکی از دوستان گرامه که نشون میده از همون بچگی زق زقو بوده
البته اگه کیفیت نداره واسه اینه که از رو دسکتاپش گرفتم


اما اگه تا حالا آهنگای نانسی عجرم رو گوش ندادین حتما یه بار امتحان کنین
یه هارمونی خاصی داره که مطمئن باشین بهتون خیلی انرژی میده
مطمئن باشین از من بد سلیقه تر نیستین تو موسیقی تازه فهمیدم این محسن عوضی حق داشته ۱۰۰۰۰۰ تومن داده کنسرتشو تماشا کرده

به مناسبت بازيهاي جام جهاني,و در هفته مد پكن, دختران مطهره و معطره چيني مايوهاي دوتيكه با پرچم كشورهاي شركت كننده بر تن كرده اند و از بد حادثه تيم ما هم به جام جهاني راه يافته و مي بينيد كه چگونه پرچم مقدس روي قسمتهاي نه چندان مقدس را پوشانده است
